خیلی وقتا بوده که حس کردم اگه همین طوری ادامه بدم زیاد دوام نمیارم.
یه جوری خودمو مجبور کردم و سعی کردم یه تغییری ایجاد کنم ولی انگار که ته دلم میدونستم که هیچوقت قرار نیست هیچی عوض شه و اینا همش یه سرگرمی واهی یا یه جور هیجان کاذبه.
چون آخر که فکر می کردم قراره اتفاق خوبی بیفته، یا خودم یه کاری کردم که همه چی خراب شه یا اینکه با وجود اون تغییر بازم همه چی هنوز مثه قبله.
حس یه جسم سیاهُ دارم که نزدیک هرچی میشه و بهش دست میزنه، اونم مثه خودش سیاه میکنه.
-Hint: I know I’m dark. I can only contain it to the point where I’m lit on fire.
"خودم یه کاری کردم که همه چی خراب شه " همینه و همین فقط، همیشه خودمون خوشیاموننو میگیریم از خودمون....
ReplyDelete