تا اونجایی که یادم میاد،من هیچوقت برای بدست
آوردن چیزایی که الآن دارم تلاش نکردم، بعضی وقتا شاید سعی کرده باشم ولی هیچوقت
هیچوقت موفقیت آمیز نبوده.
1. وقتی دبیرستان بودیم،
همهی دوستام در حال کشتن خودشون بودن تا بتونن تو یه سری آزمون بی معنی درصد خوب
بزنن که بعد مثلا رتبهشون بین هزار نفر زیر صد بشه. کل زندگیشون مختل میشد تا
بتونن به حالا نمیدونم خودشون یا پدر مادرشون ثابت کنن که اگه مثلا ما داریم تفریح
میکنیم ولی درسمونام خیلی خوبه. ما خیلی بلدیم. ولی من هیچوقت بیش تر از اون
حدی که ازم خواسته میشد بیشتر تلاش نمی کردم، بعضی وقتا ولی با این حال نتیجهای
که می گرفتم ازونا خیلی بهتر بود.
2.از تابستان اول راهنمایی وقتی به اصرار مامانم،
به ساز مورد علاقم پشت پا زدم تا برای اینکه پیانوی توی خونمون بیشتر ازین خاک
نخوره، برم فرهنگسرای نزدیک خونمون کلاس پیانو. خوشبختانه معلم اونجا اونقدر خوب
و هیجان انگیز بود که بعد از جلسهی اول دلم بخواد که به رفتنم ادامه بدم. نمیدونم
چرا باید سیر اتفاقات زندگی آدم یه جور بره جلو ولی من تو بین اون همه شاگردی که
اومدن و رفتن همیشه بیشتر از همه تو چش بودم. شاید اگه یه روز یکی ازم بپرسه
بهترین کاری که تو عمرت کردی چی بوده قطعا جوابی که بهش میدم چیزی جز رفتن به اون
کلاس نیست.
وقتی دانشگاه قبول شدم و اومدم قاطی یه مشت آدم
جدید که شاید خیلی چیزاشون تا قبل از این شبیه من بوده، انگار یه چیزی عوض شد.
تازه فهمیدم که نه! من اونقدری که باید تلاش میکردم، نکردم، فهمیدم که اصلا من
تلاش کردن بلد نیستم.
من همیشه منتظر بودم تا همه چی خودش اتفاق بیفته و از
چیزایی استفاده کرده بودم که داشتم شون و هی و حاضر بودن، نه چیزی غیر از اونا.
فک کنم آدما تا 20 سالگی مغزشون یه چیزایی رو
نمیفهمه، بعد از اون موقع کم کم میفهمن که داشتن استعداد خالی فقط
کافی نیست، باید انگیزه داشت تا بشه به یه جایی رسید. چیزی که من هیچ وقت نداشتم.
هنوزم ندارم. ازون ببعد هم چی بتدریج از بین رفت، حتی تمام علایقم. من الآن دیگه
هیچ کس نیستم.
بالاخره آدم از یه جایی ببعد باید خودشو بشناسه و
حتی اگه لازمه شکست و قبول کنه و با خودش کنار بیاد.
(البته همه چیز به یاد گرفتن و درس خواندن و این
چیزا منتهی نمیشه و فقط اینا چندتا نمونه ان که شاید حرف زدن راجع بهشون برای خودم
و بقیه راحت تر باشه.)
-Hint: "For a
while I no longer knew who I was. But that was only natural, because in fact I
was nobody."