Thursday, December 18, 2014

Piece #50 – Weltschmerz

شاید شنیده شدن چیزیه که این روزا همه دنبالشن. هرروز وقتی هیچ کاری نیست که دلم بخوام انجام بدم، میرم پشت پیانو میشینم، خودمو میبرم به دنیایی که حتی خودم نمیدونم کجاست، مهم نیست که نت ها فالش باشن یا دستای من نتونن خوب اونجا رو توصیف کنن، تنها چیزی که مهمه شنیده شدن ـه. وقتی از اون دنیا میام بیرون و میبینم پدر و مادرم همه کاراشونو ول کردن و نشستن تا حرفای بی کلام منو گوش بدن بهترین حسیُ دارم که تاحالا تجربه کردم.
اینا لحظه هایی ان که من هیچوقت فراموش شون نمیکنم و داشتن این دو نفر تنها چیزیه که دلم بهش خوش ـه.


کاش یه نفرم بود که به من میگفت بیا بشین اینجا میخوام باهات حرف بزنم نه ازون حرفایی که همه میزنن. حرفایی که خودت باید بفهمی یعنی چی.

-Hint: " Every Note has a Meaning."

Saturday, December 13, 2014

Piece #49 – Confusion

من از همون بچگیم میدونستم که قراره یه روز موهام مثل پدرم بریزه ولی حتی اون موقعی که دکتر میرفتم و باید روزی 2،3 تا قرص میخوردم بازم  برام مهم نبود اما الآن هر دفعه که جلوی آینه یا تو یه عکس از چند سال پیش خودمو میبینم، ریختن موهام خیلی به چشم میاد.
آدما بعضی وقتا یه سری چیزا رو میبینن، میشنون، میفهمن ولی دلشون نمیخواد باور کنن، این فکری که یه روز بهتر میاد و نسبت به زندگی مون حس بهتری پیدا میکنیم یا یه سری چیزا درست میشن، هیچوقت درست نیست. من تا چند وقته پیش از خیلی از انتخاب های غلطی که البته بنظر همه درست میاد، پیشمون بودم، همین انتخابایی که ما رو تعریف میکنه و باعث میشه بقیه مارو یا حتی خودمون، خودمونو اونطوری میبینیم.  هر چیزی که ما میسازیم، یاد میگیریم، میبینیم و میشنویم در نگاه اول بی اهمیت بنظر میرسن ولی بعدا همونان که ما رو تعریف میکنن و باعث میشن راجع به حتی خودشون اظهار نظر کنیم.

نمیدونم چرا این احساسات و همه ندارن ولی من الآن به همون دوستی ها و دوست داشتن های الکی، به موفقیت های پوچ و به خاطراتی که دیگه تکرار نمیشن راضی ام. با اینکه شاید تمام اینا الکی بود ولی حداقل من قبلا نسبت به خودم حس بهتری داشتم، دلم براشون تنگ شده و میشه. دیگه نمیخوام عوض بشن، فقط دوست دارم یه بار دیگه تمام ارزش های از دست رفتم بهم برگرده و لحظه های گذشته رو دوباره تجربه کنم.
ولی حتی با اینکه دیگه الآن میدونم، لحظه های آینده ی زندگیم ازین هم سخت تر و بدتر خواهند بود، بازم دارم از لحظه فرار میکنیم و ازش راضی نیستیم.



-Hint: "Confusion will be my epitaph."