Saturday, August 23, 2014

Piece #47 – Unsolvable


فک کنم پارسال همین موقع ها بود که کدئین توییت کرده بود: بهتره آدم تا قبل از 28 سالگی جایی چیزی ننویسه چون حتما چیزایی هست که بعدا بخواد مخفیشون کنه. نمیدونم این بیست و هفت،هشت سالگی دقیقا چه اتفاقی میافته ولی حتما اون پا درهوایی ذهنی که من الآن حسش میکنم از بین میره یا شایدم آدم بلاخره مجبور میشه اون خودی که تا اون موقع ساخته رو قبول کنه و دیگه حس کنه بسه عوض شدن. هرچی که هست یه سری ام وقتی به اونجا رسیدن خودکشی کردن، حتما حس کردن که دیگه واقعا بسه!

من هیچوقت آدمی نبودم که برای همیشه ـم تصمیم بگیرم ولی اون فکری که باهاش شروع به نوشتن اینجا کردم، یه خیال بود که الآن تبدیل به دروغ شده. تا 28 سالگی خیلی مونده ولی هرکسی باید بتونه یه سری چیزایی که لازمه یه روزی بریزه دور حتی اگه اون چیز جزئی از وجودش باشه.

 بهرحال فرقی ام نمیکنه چون اینجا رو خیلی وقته که کسی نمیخونه.

-Hint: I don't want to write any more about Darkness.

No comments:

Post a Comment